بعد از اين همه مدت ، مي خوام يه حكايتي رو براي شما تعريف كنم
:
گويند شخصي كنكور داشت
براي آن ، وقتي نگذاشت
و چون وقت كنكور تمام شد
آن شخص بر آن شد
كه شب آخر پيش همه ، بخواند
و آن ديگران را ابله بداند
ديگران بگويند كه خوندي؟
او نيز بگويد كور بودي؟
و ...
**در اين جا ، واژه ي " كنكور "
استعاره از تكليف است**
.
اگر دقت كنيد
اين حكايتي كه ساخته خودم بود رو مي توان به سياست اين دولت نيز تعبير كرد
بدان گونه كه ،
اواخر سال و در مرحله ي پاياني عمر اين دولت
دولتمردان ... ،
تصميم به كم كردن قيمت هاي جنس هايي كه قبلا كم بود ...
و به حالت و روال قبلي برگردانند و اين كار را مثبت فرض كنند و عوام فريبي نمايند
و همچنين ، مثلا پرداخت حقوق سهام عدالت كه هر سال ، مبلغ سي هزار تومان مي باشد را به تاخير بيندازند و سعي كنند در واپسين روزهاي تمام شدن عمر اين دولت ،
مردم خاطره ي خوشي داشته باشد
و به نظر خودشان ، رضايت را جلب كنند
و خيلي كارهاي ديگر كه در آينده شاهد آن خواهيم بود و هستيم ...
.
من ، خواهشم از شما دوستان اين است كه اگر ،شما نيز خبر هاي جديدي در اين موارد را داشتيد ...
در قسمت نظرات براي ما بنويسيد
.
روزگارتان خوش
بدرود




